اختلال افسردگی مداوم (دیستيمی) نوعی افسردگی مداوم و بلندمدت است. در این اختلال ممکن است احساس غم و پوچی داشته باشید، علاقه خود را به فعالیت‌های روزانه از دست بدهید و در انجام کارها با مشکل مواجه شوید. همچنین ممکن است با چالش هایی همچون عزت نفس پایین، احساس شکست و یا ناامیدی دست و پنجه نرم کنید. این احساسات سال‌ها طول می‌کشی و می‌تواند در روابط، تحصیل، کار و فعالیت‌های روزانه شما اختلال ایجاد کند.

اگر دچار اختلال افسردگی مداوم هستید، ممکن است حتی در موقعیت‌های شاد هم برایتان سخت باشد که خوشحال باشید. ممکن است اطرافیان شما را فردی با شخصیت افسرده، همیشه شاکی یا کسی که نمی‌تواند خوش بگذراند توصیف کنند.  از آنجا که اختلال افسردگی مداوم بلندمدت است، کنار آمدن با علائم افسردگی می‌تواند چالش برانگیز باشد. ترکیبی از روان درمانی و دارو می‌تواند در درمان این اختلال موثر باشد.

اختلال افسردگی مداوم (دیستيمی) چیست؟

اختلال افسردگی مداوم (دیستيمی) نوعی از افسردگی است. ممکن است شدت کمتری نسبت به افسردگی اساسی داشته باشد، اما – همانطور که از نامش پیداست – مدت زمان بیشتری طول می کشد.

علائم اختلال افسردگی مداوم شبیه علائم افسردگی اساسی است. در این اختلال، مدت زمان طولانی، کلید تشخیص است نه شدت علائم. فرد مبتلا به اختلال افسردگی مداوم، احتمالا علاوه بر اینکه سطح انرژی پایینی دارد، بلکه از اتفاقهای مختلف هم کمتر لذت میبرد. او ممکن است نسبت به زندگی بی علاقه و بی انگیزه باشد. اشتها و وزن فرد ممکن است افزایش یا کاهش یابد. این فرد ممکن است بیش از حد بخوابد یا در خوابیدن مشکل داشته باشد.

افراد مبتلا به اختلال افسردگی مداوم، شانس بیشتری نسبت به افراد عادی برای ابتلا به افسردگی اساسی دارند.

در حالی که افسردگی اساسی اغلب به صورت دوره ای رخ می دهد، اختلال افسردگی مداوم به صورت دائمی تعریف می شود و سال ها طول می کشد. گاهی اوقات این اختلال در دوران کودکی شروع می شود. در نتیجه، فرد مبتلا به اختلال افسردگی مداوم تمایل، افسردگی را بخشی از شخصیت خود میداند و ممکن است به فکر صحبت در مورد آن با پزشکان، اعضای خانواده یا دوستان نباشد.

اختلال افسردگی مداوم، در زنان شایع تر از مردان است، اما در مردان ممکن است کمتر تشخیص داده شود زیرا مردان کمتر در مورد خلق و خوی خود با کسی صحبت می کنند. برخی از افراد مبتلا به اختلال افسردگی مداوم، در دوران کودکی یک فقدان بزرگ را تجربه کرده اند، مانند مرگ یکی از والدین.

افسردگی اساسی و اختلال افسردگی مداوم چه تفاوتی با هم دارند؟

اختلال افسردگی مداوم نوعی از افسردگی است. این حالت نسبت به اختلال افسردگی اساسی که نوع دیگری از افسردگی است، شدت کمتری دارد، اما به طور مداوم ادامه پیدا می‌کند. این اختلال در بزرگسالان زمانی تشخیص داده می‌شود که علائم آن حداقل به مدت دو سال وجود داشته باشد و در کودکان و نوجوانان حداقل یک سال به طول انجامیده باشد. در این مدت، برای اینکه فرد مبتلا به اختلال افسردگی مداوم تشخیص داده شود، نباید علائم او به طور کامل برای بیش از دو ماه متوالی برطرف شود.

علائم اختلال افسردگی مداوم چیست؟

علائم اصلی اختلال افسردگی مداوم، خلق و خوی پایین یا احساس غم برای طولانی مدت است. کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال افسردگی مداوم ممکن است تحریک‌پذیر  باشند. سایر علائم عبارتند از:

تشخیص افسردگی مداوم

زمانی که یک فرد بزرگسال به مدت دو سال یا بیشتر ازخلق و خوی پایین و همچنین برخی از علائم دیگر افسردگی رنج میبرد، احتمالا به افسردگی مداوم مبتلا شده است. البته لازم به ذکر است که حتما دو سال صبر کنید تا کمک بگیرید!  از آنجایی که بسیاری از افراد مبتلا به این اختلال از برچسب “افسرده” بودن خجالت می کشند یا شرمنده می شوند، ممکن است در مطرح کردن مشکلات خود با پزشک تردید داشته باشند.

هیچ آزمایشی برای تشخیص اختلال افسردگی مداوم وجود ندارد. با این حال، ممکن است پزشک آزمایشاتی را برای بررسی شرایط پزشکی که می تواند باعث علائم افسردگی شود، مانند بیماری تیروئید یا کم خونی، تجویز کند.

پیشگیری از ابتلا به افسردگی مداوم

هیچ راه شناخته شده‌ای برای پیشگیری از اختلال افسردگی مداوم وجود ندارد، اما کارهایی وجود دارد که می توانید برای کاهش شدت آن انجام دهید:

درمان اختلال افسردگی مداوم

بهترین درمان ترکیبی از روان درمانی و دارو است.

مؤثرترین نوع روان درمانی به عوامل متعددی از جمله ماهیت رویدادهای استرس زا، در دسترس بودن حمایت خانواده و سایر حمایت های اجتماعی و ترجیحات شخصی بستگی دارد. درمان افسردگی معمولا شامل حمایت عاطفی و آموزش در مورد افسردگی است.

درمان شناختی-رفتاری برای بررسی و اصلاح الگوهای فکری اشتباه و خود انتقادی طراحی شده است. روان درمانی پویشی، بینش محور یا بین فردی می تواند به فرد در حل تعارضات در روابط مهم یا کشف دلایل پشت علائم کمک کند.

داروهای ضد افسردگی توصیه شده برای این اختلال، مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI ها مانند فلوکستین)، مهارکننده های بازجذب سروتونین-نوراپی نفرین (SNRI ها مانند ونلافاکسین)، میرتازاپین و بوپروپیون هستند.

عوارض جانبی در این داروها متفاوت است. مشکلات مربوط به عملکرد جنسی در اکثر آنها به جز بوپروپیون شایع است. اضطراب ممکن است در مراحل اولیه درمان افزایش یابد، اما به مرور زمان کمتر میشود. در برخی موارد نادر، دارو می تواند باعث شود فرد به جای بهتر شدن، احساس بدتری داشته باشد. جامعه علمی همچنان در مورد میزان خطر خودکشی در هنگام شروع درمان با داروهای ضد افسردگی در حال مطالعه و بررسی است. بسیاری از کارشناسان بر این عقیده هستند که به طور کلی، درمان با داروهای ضد افسردگی منجر به کاهش تعداد خودکشی ها شده است.

در واقع، خطر درمان نشدن افسردگی، احتمالا بسیار بیشتر از خطر درمان با داروهای ضد افسردگی است. اما تعداد کمی از افرادی که از این داروها استفاده می کنند، پس از مصرف دارو احساس بدتری نسبت به قبل پیدا می کنند. بهترین راه برای جلوگیری از ابتلا به این عوارض، این است که به علائم و واکنش های خود بعد از مصرف دارو توجه کنید.

ممکن است نیاز باشد برای پیدا کردن داروی مناسب، چندین دارو یا ترکیبی از آنها را امتحان کنید. این کار به صبر نیاز دارد. تاثیر کامل برخی داروها چند هفته یا بیشتر طول می کشد. همچنین ممکن است بدن شما برای سازگاری با دارو به همین مدت زمان نیاز داشته باشد تا عوارض جانبی آن کاهش یابد.

گاهی اوقات، دو داروی ضد افسردگی مختلف با هم تجویز می شود، یا پزشک شما ممکن است یک دارو از گروه دیگری را به درمان شما اضافه کند، برای مثال، یک تثبیت کننده خلق و خو یا داروی ضد اضطراب.

مصرف داروی ضد افسردگی را بدون صحبت با پزشک قطع نکنید. پزشک شما می تواند در زمان مناسب به کاهش تدریجی و ایمن دوز مصرفی دارو کمک کند. قطع ناگهانی مصرف دارو یا فراموش کردن مصرف چند نوبت از آن، ممکن است باعث ایجاد علائمی شبیه به ترک دارو شود. همچنین قطع ناگهانی مصرف دارو ممکن است باعث بدتر شدن سریع افسردگی گردد.

در صورت ابتلا به اختلال افسردگی اساسی، ممکن است برای کنترل علائم بیماری، نیاز به مصرف طولانی مدت داروهای ضد افسردگی داشته باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *