سوالاتی که درباره ماهیت جهان و جایگاه خود در آن داریم، کاملاً طبیعی هستند. اما اگر این سوالات به طور مداوم ذهن شما را درگیر کنند و احساس نگرانی، ترس یا اضطراب شدیدی ایجاد کنند، ممکن است دچار اضطراب وجودی شده باشید. اگر شما هم درباره وجود خود یا آنچه بعد از آن میآید نگران هستید، باید بدانید که تنها نیستید. ولی این احساس، همیشه به معنای کاهش استرس نیست. با وقت گذاشتن برای درک بهتر این احساسات و مواجهه با آنها، میتوانید آرامش بیشتری پیدا کنید و زندگیتان را به سمت چیزی که دوست دارید پیش ببرید. این مقاله راه شروع این مسیر را به شما پیشنهاد میدهد.
اضطراب وجودی چیست؟
اضطراب وجودی یکی از انواع اضطراب است که از تفکر مداوم درباره شرایط انسانی ناشی میشود؛ از جمله معنای زندگی، هدف آن و اجتنابناپذیری مرگ.
بحرانهای وجودی معمولاً کوتاهمدت هستند و بیشتر شامل افکار میشوند، اما اضطراب وجودی مکرراً بروز میکنند و فراتر از افکار منفی میروند. وقتی مداوماً در مورد معنای زندگی و جایگاه خود در جهان فکر میکنید، ممکن است دچار احساس بیهدف بودن و ناامیدی شوید. در شرایط شدیدتر، این اضطراب میتواند باعث شود که حتی به وجود خود شک کنید.
انواع بحرانهای وجودی
بحران وجودی یک اصطلاح جامع است که میتواند بسیاری از مشکلات و دغدغهها را توصیف کند. شناخت نوع بحرانی که تجربه میکنید و فهم ریشههای آن میتواند به شما کمک کند تا راههایی برای مدیریت آن پیدا کنید.
ترس و مسئولیت
فلسفهی وجودی بر این باور است که ما همه آزادیم تا در زندگیمان انتخاب کنیم و این آزادی، مسئولیتهایی به همراه دارد. با این حال، با توجه به سرنوشت نهایی مرگ، ممکن است اعمال ما بیمعنی به نظر برسند . در این شرایط، آزادی میتواند منجر به ناامیدی شود و مسئولیتی که همراه با آن است، اضطراب ایجاد کند. چقدر پیش آمده که در برابر یک تصمیم تردید کردهاید و از اشتباه بودن آن میترسیدید؟ این ترس از انتخاب اشتباه، بازتابی از نگرانی و اضطراب مرتبط با آزادی است.
فلسفهی وجودی بر این نکته تأکید میکند که این اضطراب به این دلیل است که هیچ «مسیر درست» و راهنمایی برای ما وجود ندارد تا بدانیم چه کاری باید انجام دهیم. در حقیقت، هر یک از ما باید خود معنای زندگیمان را پیدا کنیم. اگر این مسئولیت برایمان سنگین و طاقتفرسا باشد، ممکن است به رفتارهایی پناه ببریم که ما را از این اضطراب محافظت کند.
معنای زندگی
اگر با اضطراب وجودی دست و پنجه نرم میکنید، ممکن است از خود بپرسید: «هدف از زندگی چیست؟» هنگامی که از یک مرحله به مرحلهی دیگر زندگی منتقل میشوید و امنیت زندگی قبلی خود را از دست میدهید، ممکن است از خود بپرسید که هدف زندگی چیست اگر در نهایت به مرگ ختم شود. چرا باید ادامه دهیم؟ آلبر کامو، فیلسوف فرانسوی، معتقد بود که اشتیاق داشتن به زندگی، حتی اگر به نظر بیمعنی برسد، نشانهای از قدردانی از خود زندگی است.
اصالت
بحران وجودی ممکن است شما را به سمت اصالت سوق دهد، که این خود میتواند با اضطراب همراه باشد. ممکن است دربارهی گذرا بودن وجود خود و نحوهی زندگیتان فکر کنید. زمانی که بدانید ممکن است هر روز زنده از خواب بیدار نشوید، ممکن است اضطراب را تجربه کنید، اما در عین حال معنای عمیقتری پیدا کنید.
ممکن است متوجه شوید که تمام مشکلات روزمرهای که روزی شما را آزار میدادند، حالا دیگر اهمیتی ندارند و تمامی ترسها، افکار و اضطرابهای مربوط به امور بیاهمیت از بین میروند، چون با مسئلهای بزرگتر مواجه شدهاید.
آیا در پایان زندگیتان، هیچکدام از این مسائل اهمیت خواهند داشت؟ آیا انتخاب شغل، میزان پول یا نوع ماشینی که دارید، در نهایت اهمیت دارد؟
رویداد یا مرحلهی مهم زندگی
بسیاری از افراد هنگام گذر از یک مرحله به مرحلهی جدید زندگی، مانند از کودکی به بزرگسالی یا از بزرگسالی به سالمندی، دچار بحران وجودی میشوند. همچنین رویدادهای بزرگ زندگی مانند فارغالتحصیلی، شروع شغل جدید، ازدواج یا طلاق، بچهدار شدن و بازنشستگی میتوانند موجب بروز بحران وجودی شوند.
مرگ و بیماری
از دست دادن شریک زندگی، والدین، خواهر و برادر، فرزند یا عزیز دیگر معمولاً افراد را مجبور میکند تا با مرگ خود روبهرو شوند و به معنی زندگی خود فکر کنند. به همین ترتیب، اگر شما با یک بیماری جدی یا تهدیدکننده حیات مواجه باشید، ممکن است بحران وجودی ایجاد شود که شما را غرق در افکار مرگ و معنای زندگی کند.
علائم اضطراب وجودی چیست؟
بر اساس یک مطالعه تحقیقی در سال 2016 از سوی انجمن روانشناسی آمریکا، بحرانهای وجودی بخشی از تجربه زندگی هستند. اگرچه ممکن است در ظاهر این بحرانها احساسات منفی به همراه داشته باشند، اما پژوهشگران معتقدند که این تجربیات نمایانگر یک مسیر مهم هستند که میتوانند به بهبود زندگی و انتخابهای شما کمک کنند.
هیچ علامت مشخص و واحدی برای اضطراب وجودی وجود ندارد، اما برخی از علائم رایج آن عبارتند از:
- تجربه مداوم ترس، نگرانی یا وحشت
- پرسش و تردید در مورد باورها، ارزشها یا تصمیماتتان
- مشکل در تصمیمگیری
- احساس اینکه زندگی همیشه دشوار خواهد بود
- افکار وسواسگونه درباره مسائل وجودی
- کنارهگیری از فعالیتهای روزمره
- احساس انزوا و دوری از دیگران
- احساس تنهایی
- احساس گناه یا شرم
- احساس بیهدف بودن زندگی
اگر سوالات شما باعث احساس غم، ناامیدی یا ناتوانی میشود، ممکن است دچار افسردگی باشید. مانند هر نوع اختلال اضطراب دیگر، اضطراب وجودی میتواند علائم جسمی نیز داشته باشد، از جمله:
- بیقراری
- تنش عضلانی
- لرزش
- ضربان قلب سریع
- خستگی
- بیخوابی
- مشکلات گوارشی
- مشکل در تمرکز
- حملات پانیک
برای شناخت بیشتر علائم اضطراب مقاله مربوط به آن را مطالعه کنید.
شما میتوانید با استفاده از روشهایی مانند صحبت کردن با یک فرد مطمئن، انجام تمرینات تنفسی عمیق و ورزشهای سبک (که در ادامه بیشتر درباره آن صحبت میکنیم) از شدت این حملات بکاهید و آرام شوید.
تجربه هر فرد از حملات پانیک متفاوت است. حملات پانیک شما ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- تپش قلب
- عرق کردن
- لرزش شدیدتر
- تنگی نفس
- درد یا فشار در قفسه سینه
- تهوع
- سرگیجه
- احساس داغ یا سرد بودن بدن
- بیحسی یا سوزن سوزن شدن
- احساس جدا شدن از واقعیت
- ترس از از دست دادن توانایی ذهنی یا احساس دیوانه شدن
- ترس از از دست دادن کنترل
- ترس از مرگ
حمله پنیک با حمله اضطرابی متفاوت است. مطالعه بیشتر درمورد تفاوت حمله اضطرابی و حمله پنیک کلیک کنید.
آیا اضطراب وجودی همان اضطراب مرگ است؟
اضطراب مرگ ممکن است بخشی از اضطراب وجودی باشد، اما این دو کاملاً یکسان نیستند.
برای مثال، در یک مطالعه در سال 2016، پژوهشگران متوجه شدند که ویژگیهای زیر در میان گروهی از شرکتکنندگان، همگی عواملی برای بروز اضطراب وجودی به شمار میروند:
- اضطراب مرگ
- تمایلات مذهبی
- تمایلات معنوی
در نهایت، اضطراب وجودی نه تنها شامل ترس از مرگ، بلکه شامل ترس از خود و معنا نیز میشوند.
چه عواملی باعث اضطراب وجودی میشوند یا آن را تحریک میکنند؟
همه افراد در طول زندگی خود اضطراب را تجربه میکنند، معمولاً به دلیل مسائل استرسزای روزمره مانند کار، سلامت، مشکلات مالی یا روابط. اما اضطراب وجودی بیشتر به سوالات عمیقتری مربوط میشود که درباره ماهیت وجود انسان مطرح میشوند، از آگاهی فردی تا کائنات.
اضطراب وجودی ویژگیهای خاصی دارد که شامل افکار مکرر و نگرانکننده در مورد موضوعات زیر است:
- سرنوشت در برابر اراده آزاد
- مرگ و زندگی پس از آن
- هدف زندگی
- مسائل اخلاقی
- انتخابهای گذشته و آینده
بحران وجودی (که میتواند نتیجه اضطراب وجودی باشد) معمولاً پاسخی به مسائلی است که فرد آنها را درونی کرده است. طبق بررسیهایی که در سال 2016 توسط انجمن روانشناسی آمریکا منتشر شد، برای مثال، از دست دادن یک عزیز ممکن است افکار مربوط به مرگ و زندگی پس از مرگ را برانگیزد.
برخی از عواملی که ممکن است اضطراب وجودی را در دنیای امروز تحریک کنند عبارتند از:
- تجربیات آسیبزا: مانند آزار و اذیت، یک بحران بزرگ یا طلاق
- تغییرات بزرگ در زندگی: مانند جابجایی، فارغالتحصیلی یا تولد فرزند
- بحرانهای وسیع: مانند پاندمی COVID-19، جنگ یا تغییرات اقلیمی
- ندانستهها: مانند سوالات مربوط به زندگی پس از مرگ، موجودات فرازمینی یا ارواح
- تحولات اجتماعی: مانند هوش مصنوعی (AI) یا تأثیرات استفاده از رسانههای اجتماعی
برخی از سوالات رایج وجودی که ممکن است اضطراب ایجاد کنند عبارتند از:
- بعد از مرگ چه اتفاقی میافتد؟
- هدف ما از زندگی در این جهان چیست؟
- خود واقعی من چه معنایی دارد؟
- چرا اتفاقات بد در دنیا رخ میدهند؟
- چرا ما خواب میبینیم؟
- آیا در این جهان تنها هستیم؟
اگرچه این سوالات جزء مسائل طبیعی زندگی انسان هستند، اما اگر این سوالات احساس ترس، نگرانی یا وحشت در شما ایجاد کنند، ممکن است دچار اضطراب وجودی باشید.
نکاتی برای غلبه بر اضطراب وجودی
با توجه به اینکه اضطراب وجودی مرتبط با آگاهی از مرزهای نهایی زندگی است، مانند مرگ و اتفاقات غیرقابل پیشبینی، این نوع اضطراب میتواند بهعنوان امری اجتنابناپذیر و نه اختلالی روانی در نظر گرفته شود. به همین دلیل، از نظر فیلسوفان، هر یک از ما باید راهی برای «زندگی با» این اضطراب پیدا کنیم، نه اینکه تلاش کنیم آن را از بین ببریم.
روشهای مختلفی برای مواجهه با بحران وجودی وجود دارد که برخی مفید و برخی دیگر غیرمفید هستند. یکی از این روشها انتخاب نکردن زندگی یا تسلیم شدن در برابر آن است. روش دیگر این است که بهقدری در مشغلههای روزمره غرق شویم که دیگر زندگی اصیل نداشته باشیم. اگرچه این رویکرد ممکن است باعث کاهش اضطراب وجودی شود، اما در عین حال فضای کافی برای یک زندگی اصیل نیز باقی نمیگذارد.
تبدیل بحران وجودی به تجربهای مثبت
با این حال، تجربه بحران وجودی میتواند جنبههای مثبتی نیز داشته باشد؛ این بحران میتواند شما را وادار کند تا هدف واقعی خود را در زندگی جستجو کنید و به شما کمک کند تا مسیر جدیدی پیدا کنید. در اینجا چند پیشنهاد برای تبدیل بحران وجودی به تجربهای مثبت ارائه میدهیم:
- افکار خود را بنویسید. آیا میتوانید از این اضطراب وجودی برای هدایت خود به سمت یک زندگی اصیل استفاده کنید؟ این اضطراب چه چیزی را درباره ارتباط شما با جهان به شما میآموزد؟ یک دفترچه بردارید و افکار خود را درباره این سوالات بنویسید. پاسخهای شما به این سوالات میتواند به شما کمک کند تا بهتر با بحران وجودی کنار بیایید.
- کمک بگیرید. صحبت کردن با عزیزان در مورد اضطراب وجودی میتواند دیدگاه متفاوتی به شما بدهد و به شما یادآوری کند که تاثیر مثبت شما در زندگی آنها چقدر بوده است. از آنها بخواهید تا ویژگیهای مثبت و قابل تحسین شما را شناسایی کنند.
- مدیتیشن کنید. مدیتیشن میتواند به شما کمک کند تا افکار منفی را تغییر داده و از بروز اضطراب و نگرانیهای وسواسگونهای که با بحران وجودی همراه است، جلوگیری کنید.
سخن آخر
در این نوشته به اضطراب وجودی پرداختیم. اگر با این مسئله درگیر هستید، فراموش نکنید که تنها نیستید و بسیاری از افراد در طول زندگی خود اضطراب وجودی را تجربه میکنند. نکته ی مهم این است که اجازه ندهید این مسئله، روی کیفیت زندگی شما اثر منفی بگذارد. همواره به یاد داشته باشید که درمانگران کلنیک مکث برای درمان اضطراب و استرس، افسردگی، مشکلات ارتباطی و سایر مسائل روحی و روانی در خدمت شما هستند.
