افسردگی یک اختلال خلقی است که باعث احساس مداوم غم و بی علاقگی می شود. افسردگی اساسی یا افسردگی بالینی، بر احساس، تفکر و رفتار شما تأثیر می گذارد و می تواند منجر به مشکلات عاطفی و جسمی زیادی شود. ممکن است در انجام فعالیت های روزانه خود با مشکل مواجه شوید و گاهی اوقات احساس کنید که زندگی ارزش زیستن ندارد. افسردگی فراتر از یک دوره غم و اندوه است، ضعف نیست و نمی توانید به سادگی آن را کنار بگذارید. افسردگی ممکن است نیاز به درمان طولانی مدت داشته باشد. اما ناامید نشوید. اکثر افراد مبتلا به افسردگی با دارو، روان درمانی یا هر دو احساس بهتری پیدا می کنند.
افسردگی بالینی (اختلال افسردگی اساسی) چیست؟

افسردگی بالینی، که همچنین به عنوان اختلال افسردگی اساسی (MDD) شناخته می شود، یک وضعیت سلامت روان است که باعث ایجاد خلق و خوی مداوم پایین یا افسرده و از دست دادن علاقه به فعالیت هایی می شود که زمانی لذت بخش بوده اند. افسردگی بالینی همچنین می تواند بر نحوه خواب، اشتها و توانایی تفکر شما تأثیر بگذارد. برای اینکه پزشک موفق به تشخیص این بیماری شود، باید علائم گفته شده حداقل به مدت ۲ هفته به طول بیانجامند.
افسردگی بالینی یک بیماری مزمن است، اما به طور معمول به صورت دوره ای رخ می دهد که می تواند چندین هفته یا ماه به طول انجامد. این نوع از افسردگی با اختلال افسردگی مداوم (dysthymia) که نوعی افسردگی خفیف یا متوسط است و حداقل دو سال طول می کشد، متفاوت است.
انواع متعددی از اختلال افسردگی اساسی وجود دارد. برخی از شایع ترین انواع فرعی عبارتند از:
- اختلال افسردگی فصلی
- افسردگی پیش از زایمان
- افسردگی پس از زایمان
- افسردگی آتیپیک.
افراد مبتلا به افسردگی بالینی اغلب شرایط سلامت روان دیگری مانند موارد زیر را دارند:
- اختلال مصرف مواد
- اختلال هراس
- اختلال اضطراب اجتماعی
- اختلال وسواسی اجباری
تفاوت افسردگی بالینی و افسردگی چیست؟
غمگین بودن در مواجهه با شرایط سخت زندگی، مانند از دست دادن شغل یا رابطه، طبیعی است. برخی از افراد ممکن است در چنین شرایطی بگویند که احساس افسردگی می کنند. افسردگی بالینی (اختلال افسردگی اساسی) از این جهت متفاوت است که تقریباً هر روز به مدت حداقل دو هفته ادامه دارد و علائم دیگری به جز غم و اندوه را در بر می گیرد. این موضوع می تواند گیج کننده باشد زیرا بسیاری از مردم افسردگی بالینی یا اختلال افسردگی اساسی را فقط “افسردگی” می نامند.
علائم افسردگی بالینی (اختلال افسردگی اساسی) چیست؟
علائم افسردگی بالینی می تواند از خفیف تا شدید متغیر باشد، اما به طور معمول برای حداقل دو هفته، تقریباً هر روز، بیشتر طول روز را به خود اختصاص می دهد.
علائم و نشانه ها عبارتند از:
- احساس غمگینی شدید، پوچی یا ناامیدی (خلق پایین). کودکان و نوجوانان ممکن است به جای غمگین بودن، تحریک پذیر باشند.
- از دست دادن علاقه به چیزها و فعالیت هایی که قبلاً لذت بخش بوده اند.
- افزایش یا کاهش اشتها که می تواند منجر به افزایش وزن یا کاهش وزن شود.
- کندی گفتار، کاهش تحرک و اختلال در عملکرد شناختی (بیقراری روانی حرکتی).
- مشکل در خوابیدن (بی خوابی) یا خوابیدن زیاد (خوابآلودگی مفرط).
- کمبود انرژی یا خستگی.
- احساس بی ارزش بودن یا گناه بیش از حد.
- کاهش تمرکز.
- افکار مرگ یا خودکشی.
علل اختلال افسردگی اساسی (MDD)
علل دقیق اختلال افسردگی اساسی به طور کامل شناخته نشده است، اما کارشناسان بر این باورند که چندین عامل مختلف باعث ایجاد آن می شود. برخی از عواملی که ممکن است در شروع اختلال افسردگی اساسی نقش داشته باشند عبارتند از ژنتیک، استرس، شرایط پزشکی خاص و مغز.
عوامل ژنتیکی، بیولوژیکی، روانی و محیطی خاصی می توانند احتمال ابتلا به افسردگی را در فرد افزایش دهند؛ با این حال، مهم است به خاطر داشته باشید که هر کسی ممکن است دچار افسردگی شود.
علل بالقوه و عوامل خطر برای افسردگی عبارتند از:
- ساختار مغز: تفاوت در سطوح مواد شیمیایی خاص مغز می تواند شما را بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار دهد. انتقال دهنده های عصبی مانند سروتونین و دوپامین نقش مهمی در خلق و خو دارند، به همین دلیل است که داروهای ضد افسردگی که بر سطح انتقال دهنده های عصبی تأثیر می گذارند ممکن است مفید باشند.
- عوامل ژنتیکی: ژنها میتوانند در ابتلا به افسردگی نقش داشته باشند. اگر یکی از بستگان شما سابقه ابتلا به افسردگی اساسی را داشته باشد، این احتمال وجود دارد که شما هم به این بیماری مبتلا شوید. با این حال، داشتن ژن افسردگی به این معنی نیست که حتماً به این عارضه مبتلا خواهید شد. در عوض، اعتقاد بر این است که تعامل عوامل ژنتیکی و محیطی است که تعیین میکند فرد دچار افسردگی میشود یا خیر. اگر یکی از بستگان نزدیک شما (مانند والدین، خواهر یا برادر یا فرزند) افسردگی داشته باشد، خطر ابتلای شما به این بیماری حدود سه برابر بیشتر از دیگران است.
- سابقه پزشکی شخصی: اگر سابقه افسردگی داشته باشید، ممکن است بیشتر در معرض ابتلا به این بیماری قرار بگیرید. یکی از بهترین کارها برای اینکه متوجه شوید آیا در آینده افسردگی را تجربه خواهید کرد یا خیر، این است که ببینید آیا در گذشته آن را تجربه کرده اید یا نه. تحقیقات نشان میدهد که حدود 70 درصد از افرادی که در گذشته دو دوره اختلال افسردگی اساسی داشتهاند، در آینده احتمالا با شدت بیشتری آن را تجربه خواهند کرد.
- جنسیت: احتمال ابتلا به افسردگی در زنان ممکن است دو برابر مردان باشد.
- تجربه اتفاق های استرس زا: تروما، مرگ عزیزان، تغییرات عمده زندگی و سایر رویدادهای ناراحت کننده می توانند باعث افسردگی شوند. افرادی که در دوران کودکی تروما را تجربه کرده اند، در بزرگسالی در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به افسردگی قرار دارند.
- استرس: استرس می تواند بر شما از نظر جسمی و روحی تأثیر بگذارد و خطر ابتلا به افسردگی را افزایش دهد.
- کمبود حمایت و انزوای اجتماعی می تواند احتمال ابتلا به افسردگی را افزایش دهد. متأسفانه، گوشه گیری اجتماعی یکی از علائم رایج افسردگی است.
- افسردگی ممکن است همراه با بیماری های مزمن یا جدی مانند سرطان، بیماری قلبی، دیابت و بیماری پارکینسون رخ دهد. ابتلا به افسردگی می تواند این شرایط را بدتر کند.
- مواد مخدر مانند الکل یا مواد مخدر می توانند باعث افسردگی یا تشدید آن شوند. متأسفانه، برای افرادی که احساس افسردگی می کنند، استفاده از الکل یا مواد مخدر به عنوان راهی برای مقابله با آن غیر معمول نیست. با این حال، الکل می تواند بر مغز به گونه ای تأثیر بگذارد که باعث بدتر شدن افسردگی شود.
- افرادی که در مقابله با رویدادهای مختلف زندگی مشکل دارند، ممکن است بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی باشند. افرادی که برونگرایی کمی دارند و روان رنجوری بالایی دارند، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به افسردگی قرار دارند.
تشخیص اختلال افسردگی اساسی (MDD) چگونه انجام می شود؟
برای تشخیص اختلال افسردگی اساسی (MDD)، باید توسط یک متخصص بهداشت روان دارای مجوز یا روانپزشک ارزیابی شوید. این متخصص، اطلاعاتی در مورد سابقه رشد و خانوادگی، سابقه روانپزشکی، تجریبات گذشته و مشکلات فعلی فرد جمع آوری می کند. ارزیابی همچنین شامل معاینه وضعیت روانی است که در آن، خلق و افکار وی مورد بررسی قرار می گیرد.
برای دریافت تشخیص اختلال افسردگی اساسی، فرد باید حداقل به مدت دو هفته و در بیشتر روزها، حداقل پنج مورد یا بیشتر از علائم زیر را داشته باشد. این معیارها بر اساس معیارهای تشخیصی ذکر شده در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) تعیین می شوند:
- احساس غم یا بدخلقی در بیشتر ساعات روز، تقریباً هر روز
- از دست دادن علاقه به فعالیت هایی که قبلاً لذت بخش بودند
- اختلال در عادات غذایی، مانند تغییر در اشتها و نوسانات وزن
- اختلال در عادات خواب، مانند خوابیدن بیش از حد یا مشکل در به خواب رفتن
- احساس بی قراری و بی صبری
- کاهش انرژی و افزایش خستگی
- عزت نفس پایین یا احساس گناه
- مشکل در تمرکز، تفکر یا تصمیم گیری
- افکار خودآسیبی یا خودکشی
درمان اختلال افسردگی اساسی
اگرچه افسردگی یک بیماری جدی است، اما قابل درمان است. در واقع، بین ۸۰ تا ۹۰ درصد از افراد مبتلا به افسردگی به درمان به خوبی پاسخ میدهند و تقریباً همه بیماران تا حدودی از علائم خود رهایی پیدا میکنند.
مهم است که در اسرع وقت برای درمان افسردگی اقدام کنید، زیرا هر چه زودتر درمان شود، درمان موثرتر خواهد بود. نادیده گرفتن علائم افسردگی و عدم درمان آن میتواند منجر به خودآسیبی یا مرگ شود. درمان افسردگی ممکن است شامل دارو درمانی، روان درمانی یا تحریک مغزی باشد. انتخاب روشهای درمانی بستگی به شدت افسردگی و نیازهای فردی شما دارد.
دارودرمانی
داروهای ضد افسردگی نوعی دارو هستند که به درمان افسردگی کمک میکنند. این داروها با بهبود تعادل انتقالدهندههای عصبی در مغز کار میکنند. آنها معمولا برای درمان موارد متوسط یا شدید افسردگی تجویز میشوند.
انواع مختلفی از داروهای ضد افسردگی وجود دارد، بنابراین ممکن است لازم باشد چند نوع مختلف دارو امتحان کنید تا بهترین نوع را برای خود پیدا کنید. با این حال، مهم است که توجه داشته باشید که داروهای ضد افسردگی ممکن است چند هفته یا چند ماه طول بکشد تا خلق و خوی شما را بهبود بخشد، بنابراین باید به دارو زمان کافی بدهید تا به طور کامل موثر واقع شود.
روان درمانی
رواندرمانی یا گفتوگو درمانی میتواند به درمان افسردگی کمک کند. برای موارد خفیف افسردگی، پزشک شما ممکن است فقط روان درمانی را توصیه کند، در حالی که برای موارد متوسط تا شدید، ترکیبی از دارو و درمان ممکن است توصیه شود.
در اینجا برخی از أنواع روان درمانی که می توانند به درمان افسردگی اساسی کمک کنند، آورده شده است:
- درمان شناختی رفتاری (CBT): درمان شناختی رفتاری میتواند به شما کمک کند الگوهای فکری غیرمفیدی را که به افسردگی دامن میزنند، شناسایی کنید. این درمان میتواند به شما در توسعه افکار و رفتارهای مثبتتر کمک کند.
- درمان پویشی: درمان پویشی میتواند به شما کمک کند تا عواملی که از گذشته شما ناشی میشوند، مانند رویدادهای آسیبزا، که ممکن است در ایجاد افسردگی نقش داشتهاند، بررسی و درک کنید.
- درمان گروهی: این نوع درمان در یک محیط گروهی به جای محیط فردی انجام میشود. تعامل با افرادی که تجربیات مشابهی دارند در یک محیط حمایتی میتواند مفید باشد.
- درمان زوجین یا خانواده: درمان خانواده میتواند به حل مشکلات درون خانواده کمک کند، در حالی که درمان زوجین میتواند به شرکا کمک کند تا مسائل را با هم حل کنند.
شما باید انتظار داشته باشید که بعد از 10 تا 15 جلسه اول درمان احساس بهتری داشته باشید. طول درمان میتواند بسته به شدت افسردگی متفاوت باشد.
تحریک مغزی
در برخی موارد شدید افسردگی که به دارو یا درمان پاسخگو نیستند، روشهای پزشکی خاصی به نام تحریک مغزی میتوانند کمککننده باشند. انواع مختلف تحریک مغزی عبارتند از:
- درمان با تشنج الکتریکی (ECT): در این روش از جریان الکتریکی برای تحریک مغز استفاده میشود. این عمل بدون درد است و شما جریان الکتریکی را احساس نمکنید، اما قبل از هر جلسه باید داروی شلکننده عضلات مصرف کرده و تحت بیهوشی کوتاه قرار بگیرید.
- تحریک مغناطیسی: rTMS یک روش غیرتهاجمی است که در آن یک سیمپیچ الکترومغناطیسی در نزدیکی پیشانی شما قرار میگیرد. این سیمپیچ پالس مغناطیسی ایجاد میکند که سلولهای عصبی مغز را تحریک میکند. rTMS به صورت سرپایی انجام میشود و نیازی به بیهوشی ندارد.
- تحریک عصب واگ (VNS): VNS شامل کاشتن وسیلهای است که با فرستادن پالسهای انرژی الکتریکی از طریق عصب واگ در گردن، مغز را تحریک میکند. شما میتوانید آن را به عنوان یک ضربانساز برای مغز خود در نظر بگیرید. این دستگاه طی یک عمل جراحی کاشته میشود که ممکن است نیاز به بستری شدن یک شب در بیمارستان داشته باشد.
خلاصه مطلب
دورههای غم و اندوه طبیعی و بخشی جداییناپذیر از وضعیت انسان هستند. احساس غم و اندوه میتواند ناشی از رویدادهای منفی زندگی، چالشهای خاص یا فقدانهای معین باشد و اغلب به مرور زمان برطرف میشود. علاوه بر این، این احساسات غم و اندوه تأثیر عمیقی بر عملکرد کلی در حوزههای مختلف زندگی ندارند. اما زمانی که فرد نمیتواند بر افسردگی غلبه کند، زمانی که غم با عملکرد روزانه تداخل ایجاد کند و زمانی که غم با احساس ناامیدی آمیخته شود، میتواند نشاندهندهی یک اختلال جدیتر باشد. اختلال افسردگی اساسی شایع است اما میتواند خطرناک باشد، به ویژه هنگامی که فرد دچار افکار خودآزارانه یا خودکشی شود.
اگر شما یا کسی که میشناسید علائم افسردگی دارید، درمانگران آموزشدیدهای وجود دارند که در موضوعات مرتبط با افسردگی و اختلالات خلقی تخصص دارند. یک متخصص بهداشت روان واجد شرایط میتواند در درمان علائم افسردگی اساسی و توسعهی راهبردهای مقابله به شما کمک کند.
