زندگی کردن در کنار والدی با علائم بیماری روانی درمان نشده می‌تواند برای کودکانی که در آن خانه زندگی می‌کنند، آسیب‌زا و تروماتیک باشد. این مقاله به بررسی آسیب‌ها و راهکارهای کاهش اثرات منفی آن می‌پردازد.

نکات کلیدی که در این نوشته به آنها میپردازیم:

آوا فقط ۱۳ سال داشت، اما می‌توانست از همان لحظه بفهمد که پدرش دیگر دارویش را مصرف نمی‌کند. لب‌هایش بیشتر می‌پرید، کمتر تماس چشمی برقرار می‌کرد و به‌طور وسواس‌گونه‌ای درگیرِ هر چیزی می‌شد که از طریق پست می‌رسید.

وقتی آوا این نشانه‌ها را می‌دید، فوراً به‌سمت کابینت داروها می‌دوید. قرص‌ها را می‌شمرد و تعدادشان را با روزهایی که در تقویم گذشته بود مقایسه می‌کرد.

آوا یاد گرفته بود مسئولیت‌هایی را بر عهده بگیرد که برای یک کودک، بسیار سنگین‌تر از حد معمول بود. 

او در سال‌های بعد شروع به دیر آمدن به خانه، وقت‌گذرانی با دوستان، نوشیدن الکل و امتحان کردن مواد دیگر کرد تا «کمی رها شود و خوش بگذراند».

اما هنوز نمی‌دانست که در واقع، چیزی که می‌خواست نه خوش‌گذرانی، بلکه بی‌حس کردن درد درونش بود.

کم‌کم درس را بیخیال شد، نمره‌هایش پایین آمد و خیلی زود برچسب «دانش‌آموز بد و مشکل‌دار» به او زده شد.

خوشبختانه، مشاور مدرسه متوجه شد که رفتارهایش ریشه در تروماهای دوران کودکی دارد و به حمایت بیشتر نیاز دارد.

این داستان شاید برای شما هم آشنا باشد یا تجربه‌هایی مشابه در کودکی با والدین خود که دارای مشکل روان بودند، داشتید. زخم‌های التیام نیافته ای که هنوز در درون شما هستند.

پسربچه ای که در حال دلداری دادن به پدرش است. پدر کودک از مشکلات روانی رنج میبرد

بودن در کنار والدی که دچار بیماری روانی شدید یا درمان‌نشده است

چنین والدینی به طور مداوم دوره‌هایی از بهبود و بی‌ثباتی را تجربه می‌کنند، فضای خانه برای فرزندانی که در این وضعیت، بزرگ می‌شوند، آشفته و گیج‌کننده است. فرزندان متوجه می شوند چه زمانی والدشان ثبات‌اش را دوباره بدست آورده است؛ پدر دوباره می‌تواند در گفتگوها شرکت کند، در انجام تکالیف کمک کند و کارهایی را انجام دهد که پدرهای دیگر انجام می‌دهند.

سپس دوباره زمان بحران یا حمله‌ فرا می‌رسد؛ گفتار پدر ناگهان تند و بریده می‌شود؛ مو و لباس‌هایش نامرتب‌اند؛ خانه تاریک است و درها قفل شده‌اند. والد ناپایدار و غیرقابل اعتماد بازگشته است و اینجاست که کودک بار دیگر تنها می‌ماند و این چرخه همچنان ادامه پیدا می‌کند.

والدینی که مشکل سلامت روان دارند ( یعنی کسانی که با سوءمصرف مواد، بیماری روانی درمان‌نشده، یا هر دو درگیرند) اغلب تلاش می‌کنند این مشکلات را از فرزندان خود پنهان کنند. اما نشانه‌های بی‌ثباتی را نمی‌توان پنهان کرد،  کودکان در فضایی رشد می‌کنند که این ناپایداری و آشفتگی را می‌بینند و تجربه می‌کنند. در نتیجه این کودکان در بزرگسالی با احتمال بیشتری دچار اضطراب یا سایر اختلالات روان خواهند شد.

بزرگ شدن در چنین محیط بی ثباتی، چه اثراتی روی روان کودک دارد؟

در این قسمت، اثرات بزرگ شدن کودک در چنین محیط هایی را بیان میکنیم. البته فراموش نکنید که وجود این تروماها و مشکلات، به معنای پایان دنیا نیست! شما میتوانید با استفاده از روشهای مختلف درمانی، اثرات تروما را روی ذهن و زندگی خود کمتر کنید.

در مورد « آوا »؛ درمانگرش با او درباره کنار زدن برچسب‌هایی که به او زده بودند، مانند «بچه دردسرساز»،«بد»، و «معتاد» کار کرد. به‌مرور زمان، او یاد گرفت بپذیرد آنچه در زندگی‌اش رخ داده تقصیر او نبوده است. البته لزوماً تقصیر پدرش هم نبوده است چرا که پدرش هرگز چنین بیماری‌ای را خودش انتخاب نکرده بود و رفتارهایش از سر بدخواهی نبود. آوا فهمید که می‌تواند هر دو گزاره را همزمان درست بداند: رفتار پدرش عمدی نبود و زندگی‌اش بدون شک سخت بود، اما در عین حال، رفتار او برای دختری که به مراقبت و حمایت او وابسته بود، ترسناک و آسیب‌زا بود.

کاهش انگ‌ اجتماعی و فراهم‌کردن حمایت برای بازماندگان می‌تواند به کاهش اثرات کمک کند

کاهش انگ و قضاوت درباره‌ی بیماری‌های روانی می‌تواند زمینه‌ای برای مداخله‌ی زودهنگام و پیوسته فراهم کند.

 همچنین ایجاد نظام‌های حمایتی قوی‌تر برای این افراد و خانواده‌هایی که با بیماری روانی دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند، بسیار کمک کننده است. اگر پدر آوا احساس راحتی بیشتری نسبت به صحبت‌کردن درباره‌ی مشکلات روانی‌اش با پزشکان و آشنایانش داشت، شاید زودتر می‌توانست کمکی را که نیاز داشت دریافت کند. این امر ممکن بود به ایجاد محیطی باثبات‌تر و حمایت‌کننده‌تر برای خودش و دخترش بینجامد.

مرور دوباره‌ی خاطرات کودکی می‌تواند فرایندی دردناک و دشوار باشد ولی هیچ شرمی نباید نسبت به جست‌وجوی درمان یا حمایت بیشتر وجود داشته باشد. حمایت و مشورت با یک روانشناس متخصص می‌تواند به فرد کمک کند تا ترومای خود را بهتر حل و فصل کند و زندگی خود را به طور سازنده تری پیش ببرد. فراموش نکنید که کلنیک مکث برای درمان انواع اضطرابها و ترسهای شما، در کنار شماست.

اگر هنوز بارِ کودکی را بر دوش دارید با ما تماس بگیرید!

مرور خاطرات دردناک کودکی شاید دشوار باشد، اما گام نخست برای رهایی از چرخه‌ی تروما همین است. اگر احساس می‌کنید هنوز زخم‌های دوران کودکی در زندگی امروزتان اثر دارند، زمان آن رسیده که برای خودتان کاری بکنید. روان‌شناسان متخصص در کلینیک مکث می‌توانند شما را در مسیر درمان و بازیابی آرامش درونی همراهی کنند.
برای رزرو جلسه مشاوره یا دریافت راهنمایی بیشتر، همین حالا به کلینیک مکث مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *